فتبارک الله احسن الخالقین...
به قول شاعر گفتنی...
تو حوض خونه ی ما ماهیای رنگارنگ بالا و پایین میرن با پولکای قشنگ دنبال هم میگردن همو صدا میکنن با چشمون نازشون همو نگاه می کنن کلاغه تا میبینه کنار حوض میشینه میخواد ماهی بگیره ماهیا قایم میشن به زیر آب ها میرن کلاغ شیطون میشه زار و پریشون
تولد پرهام جون...
فردا شب تولد پرهام جون عمه ست پیشاپیش به پرهام جونم تبریک میگم و رو مثل ماهشو میبوسم این پست مخصوص تبریک تولد پرهام جونه عسیسم تولدت مبارک ... قلبونت بره عمه ...
قاری کوچولو...
و اما بگم از قرآن خواندن محمد جوادگلم که مامانی همیشه قلبش براش میتپه... سوره توحید " بسم الله الرحمن الرحیم" قل هو الله احد@قل هو والله السمند@لم یلد ولم یولد @ولم یکن له کفوا احد@ " بسم الله الرحمن الرحیم" اذا جاء نصرالله والفتح@ورایت الکوثر یدخلون فی دین الله افواجا@ فسبح بربک واستغفره انه کان توابا@ ...
پس من کجا ام؟؟؟
دیشب حالم خوب نبود رو تختم دراز کشیده بودم که محمد جوتد هم اومد پیشم دراز کشید اول یه ذره بازو هامو نیشگون گرفت (عادت همیشگی که همزمان دندوناش هم روی هم فشارمیده ) ...بعد ازم پرسید تابلو عکس کیه؟ بدونه این که نگاه کنم گفتم بابایی بعد با تعجب گفتی بابایی نیست که!!! منم چشامو باز کردم دیدم تابلو فرش زنه رو میگی خندم گرفت بعد روبروی تخت هم عکس عروسیمون آویزونه با اشاره گفت اون عکس بابایی تو رو بغل کرده ، اون چیه گذاشتی رو سرت؟؟؟ منم گفتم..تاج ....بعد از یه پوزخند برگشت و گفت: مگه تو خروسی که تاج داری؟؟!! کوچولوتر که بود همیشه تو اون عکس دنبال خودش میگشت ...پس من کجا ام؟؟ مامان نوشت: مامان جون مرضیه با خاله جون راضیه رفتند شمال!! م...
تولدت مبارک همسر عسیسم...
اول بهمن تولد همسر گلم بود همین جا تولدشو با کمی تاخیر تبریک میگم انشالله سایه اش مستدام باشه ... تولد سال هزارو سیصدو نود هجری قمری سی و پنج سالگیت
سالگرد عقدمون...
امسال نهمین سالگرد عقدمون بود خیلی خیلی مبارک باشه زندگیمون با همه فرازو نشیبهایی که داشت تا اینجا(بزنم به تخته)خوب بوده الحمدالله...
مسافرت و دلتنگی...
الان مسافرتیم الباقی باشه برا تهران حسابی دلتنگ شما دوستان عزیز هستم ... نتم قطع شده ..
سال نو (نود و یک) مبارک
باز هم بهار با تمام خوبی هاش اومد وما غافل از گذر عمر سال خوب و خوشی برا همه آرزومندم.. انشالله سال خوبی باشه..



